اکونومیست: چگونه اسرائیل در حال از دست دادن آمریکاست | ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

چگونه سیاست‌های نتانیاهو و جنگ غزه، حمایت دیرینه رأی‌دهندگان دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا از اسرائیل را از بین می‌برد؟

⏳ مدت زمان مطالعه: ۴ دقیقه | ✏️ ناشر/نویسنده: اکونومیست / هیئت تحریریه اکونومیست | 📅 تاریخ: September 18, 2025 / ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

⚠️ هشدار: بازنشر این مقاله با هدف ارائه دیدگاه‌های متنوع صورت گرفته و به معنای تأیید یا پذیرش مسئولیت دیدگاه‌های مطرح‌شده نیست.


در ۱۴ سپتامبر، بنیامین نتانیاهو، پس از نشان دادن دیوار غربی در اورشلیم به مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اتحاد بین کشورهایشان را «به اندازه سنگ‌هایی که لمس کردیم، قوی و بادوام» خواند. متأسفانه، او در اشتباه است.

با انزوای اسرائیل به دلیل جنگش در غزه، این کشور به طور فزاینده‌ای به آمریکا وابسته می‌شود. در طول مجمع عمومی فعلی سازمان ملل، دوستان قدیمی، از جمله استرالیا، بریتانیا، کانادا و فرانسه، کشور فلسطین را به رسمیت خواهند شناخت. آمریکا تنها چیزی است که بین اسرائیل و وضعیت منفور شدن قرار دارد، وضعیتی که پیامدهای وخیمی برای امنیت آن خواهد داشت.

علیرغم تضمین‌های آقای نتانیاهو مبنی بر اینکه روابط با آمریکا مستحکم است، اینطور نیست. نخست‌وزیر دولت ترامپ را عصبانی کرده و شکاف‌های عمیق در پایه‌های این اتحاد را نادیده می‌گیرد. رأی‌دهندگان دموکرات مدت‌هاست که از متحد مورد علاقه آمریکا فاصله گرفته‌اند و رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه نیز به طور فزاینده‌ای در حال از دست دادن ایمان خود هستند. از دست دادن ناگهانی حمایت مردمی آمریکا برای اسرائیل – کشوری کوچک در یک همسایگی خطرناک – یک فاجعه خواهد بود.

تغییر نگران‌کننده در افکار عمومی آمریکا

نظرسنجی‌ها در آمریکا تکان‌دهنده است. سهم آمریکایی‌هایی که از اسرائیل در برابر فلسطینیان حمایت می‌کنند، در ۲۵ سال گذشته به پایین‌ترین حد خود رسیده است. در سال ۲۰۲۲، ۴۲ درصد از بزرگسالان آمریکایی نظر نامساعدی نسبت به اسرائیل داشتند؛ اکنون این رقم به ۵۳ درصد رسیده است. یک نظرسنجی اخیر نشان می‌دهد که ۴۳ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند اسرائیل در غزه مرتکب نسل‌کشی می‌شود. این تغییرات در میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان جوان‌تر و همچنین اوانجلیکال‌های جوان مشهودتر است.

برای درک اهمیت این موضوع، باید به زمانی بازگشت که پیوند آمریکا با اسرائیل ترکیبی قدرتمند از ارزش‌ها و منافع بود. هر دو دموکراسی‌هایی هستند که توسط پیشگامانی که به دنبال پناهندگی بودند، تأسیس شدند. در طول جنگ سرد، اسرائیل یک سنگر در برابر گسترش شوروی بود و پس از آن نیز، هر دو کشور علیه ایران و تروریسم اسلام‌گرا متحد بودند.

چه چیزی اشتباه پیش رفت؟

برای دموکرات‌ها، این جدایی بر سر ارزش‌هاست – به ویژه در میان جوانان. آنها ناامیدی خود از تاریخ آمریکا را بر روی فلسطینیان مظلوم فرافکنی می‌کنند. این امر با چرخش به راست در سیاست اسرائیل تشدید شده است. علاوه بر این، آقای نتانیاهو اسرائیل را قاطعانه در اردوگاه جمهوری‌خواهان قرار داده است.

کاهش حمایت در میان رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه بیشتر به دلیل منافع متفاوت است. خشم از استفاده از پول مالیات‌دهندگان برای حمایت از اوکراین، به کمک‌های مالی به اسرائیل نیز سرایت می‌کند. حملات اسرائیل به قطر و سوریه تلاش‌های آقای ترامپ برای ایجاد صلح منطقه‌ای را تضعیف کرده است.

جنگ در غزه همه اینها را بدتر کرده است. وقتی آمریکایی‌ها عکس‌های کودکان گرسنه را می‌بینند، به درستی می‌لرزند. هر زمان که اسرائیل مورد انتقاد قرار می‌گیرد، مدافعان آن اتهامات یهودستیزی را مطرح می‌کنند. با استفاده بیش از حد، این اتهام شنیع در حال از دست دادن تأثیر خود است.

خوش‌بینان این را هراس‌افکنی خواهند خواند. اما تغییرات بلندمدت در افکار عمومی خطرناک‌تر از اختلافات بین دولت‌ها است. حمایت نظامی بر اساس یک توافق ده‌ساله استوار است که در سال ۲۰۲۸ به پایان می‌رسد. اسرائیل نگران است که آقای ترامپ از تمدید آن خودداری کند. پول نقد کمتر از به اشتراک‌گذاری فناوری و تضمین دسترسی به سلاح‌های پیشرفته اهمیت دارد.

یک چشم‌انداز جدید

اشتباه است که فرض کنیم جانشین آقای نتانیاهو می‌تواند اوضاع را درست کند. اسرائیل یک دموکراسی تقسیم شده است که در آن بسیاری از رأی‌دهندگان از راست ملی‌گرا-مذهبی استقبال می‌کنند. غزه، حتی زمانی که جنگ متوقف شود، یک زخم باز خواهد بود.

این هفته آقای نتانیاهو از اسرائیل به عنوان یک «اَبَر-اسپارت» صحبت کرد که آماده است به تنهایی بایستد. با ادامه جنگ اسرائیل در غزه، این کشور شرط‌بندی می‌کند که سلطه نظامی بر خاورمیانه آن را امن‌تر خواهد کرد. این چشم‌انداز عضلانی و خودکفا یک تصور غلط تراژیک است. این می‌تواند در نهایت محافظ بی‌بدیل آن را دور کند. برای اسرائیل، هیچ اشتباه استراتژیک خطرناک‌تری نمی‌تواند وجود داشته باشد.


پاورقی‌ها:

⚠️ اخطار: محتوای این مقاله صرفاً دیدگاه‌های نویسنده و منبع اصلی را منعکس می‌کند و مسئولیت آن بر عهده نویسنده است. بازنشر این مقاله با هدف ارائه دیدگاه‌های متنوع صورت گرفته و به معنای تأیید دیدگاه‌های مطرح‌شده نیست.

سورس ما: اکونومیست

💡 درباره منبع: اکونومیست یک هفته‌نامه خبری و بین‌المللی بریتانیایی است که بر امور جاری، تجارت بین‌الملل، سیاست و فناوری تمرکز دارد. این نشریه به دلیل تحلیل‌های عمیق و دیدگاه جهانی خود شناخته شده است.

✏️ درباره نویسنده: این مقاله یک سرمقاله از سوی هیئت تحریریه اکونومیست است و منعکس‌کننده دیدگاه رسمی این رسانه می‌باشد.

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا
سورس ما | SourceMA

لطفاً تبلیغ‌گیر خود را غیرفعال کنید

کاربر گرامی، وب‌سایت ما برای تامین هزینه‌های نگهداری و ارائه محتوای به شما، نیازمند نمایش تبلیغات است. خواهشمندیم برای حمایت از ما و ادامه دسترسی به خدمات، تبلیغ‌گیر خود را غیرفعال نمایید. از همکاری شما صمیمانه سپاسگزاریم.