مجله فارن افرز: «پرونده تقسیم صحرای غربی» | ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
پیشنهاد تقسیم به عنوان راهحل نهایی برای بحران صحرای غربی؛ آیا مراکش و جبهه پولیساریو توافق خواهند کرد؟

⏳مدت زمان مطالعه: ۷ دقیقه | ✏️ناشر/نویسنده: فارن افرز / هانا رائه آرمسترانگ | 📅 تاریخ: ۴ مارس ۲۰۲۵ / ۱۴ اسفند ۱۴۰۳
⚠️ هشدار: بازنشر این مقاله با هدف ارائه دیدگاههای متنوع صورت گرفته و به معنای تأیید یا پذیرش مسئولیت دیدگاههای مطرحشده نیست.
—چگونه میتوان مراکش را به پذیرش بهترین راهحل بد متقاعد کرد
از سال ۱۹۹۱، سازمان ملل مجموعهای از تلاشهای بیثمر را برای حل بنبست صحرای غربی هدایت کرده است. این منطقه که تقریباً به اندازه کل بریتانیا وسعت دارد، هم توسط جبهه پولیساریو – که سازمان ملل آن را به عنوان نماینده قانونی ساکنان منطقه به رسمیت میشناسد – و هم توسط همسایه شمالی آن، مراکش، که میخواهد کنترل خود بر “”استانهای جنوبی”” خود را تثبیت کند، مورد ادعا قرار گرفته است. طی پنج سال گذشته، مراکش با دور زدن سازمان ملل، به طور غیرقانونی از حمایتهای دوجانبه فرانسه، اسپانیا و مهمتر از همه، ایالات متحده برای حاکمیت خود برخوردار شده است.
با این حال، رویدادهای اخیر در آذربایجان، سودان و اسرائیل نشان میدهد که چگونه درگیریهای بهاصطلاح یخزده میتوانند ناگهان تغییر کنند — و به نظر میرسد که خطوط درگیری صحرای غربی در آستانه تغییرات خطرناکی قرار دارند. جبهه پولیساریو به طور فزایندهای مراکش را در مجامع حقوقی به چالش میکشد و حق آن را برای بهرهبرداری از منابع صحرای غربی زیر سوال میبرد. در عین حال، مراکش و همسایه آن، الجزایر — که یکی از حامیان کلیدی پولیساریو است — درگیر یک مسابقه تسلیحاتی خطرناک شدهاند.

پیشنهاد تقسیم به عنوان راهحل نهایی
اما یک تحول مثبت نیز رخ داده است. در نشست اکتبر ۲۰۲۴ شورای امنیت سازمان ملل، استفان دی میستورا، فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور صحرای غربی، به طور غیرمنتظرهای پیشنهاد تقسیم منطقه را برای حل این مناقشه ۵۰ ساله مطرح کرد. پیشنهاد تقسیم، هرگز به عنوان یک گزینه جذاب مطرح نبوده است، بهویژه در قارهای که همچنان از آثار تجزیههای استعماری رنج میبرد. با این حال، این پیشنهاد توجه کمی از سوی طرفهای درگیر و بازیگران بینالمللی به خود جلب کرده است.
اما این راهحل درستی است — و شاید تنها راهحل ممکن. مراکش و جبهه پولیساریو، با تشویق ایالات متحده و الجزایر، باید یک سازش پایدار را مورد مذاکره قرار دهند که برای هر دو طرف مزایای قابلتوجهی داشته باشد. برای مراکش، این توافق میتواند حاکمیت قانونی بر دو سوم شمالی منطقه مورد مناقشه را به همراه داشته باشد؛ جایی که سرمایهگذاریها و شهرکسازیهای آن به شدت متمرکز است. در مقابل، جبهه پولیساریو میتواند کنترل بخشی از سرزمینهای ساحلی غنی از منابع را به دست آورد که بیش از حد نیاز ۳۰۰,۰۰۰ صحرانشینی است که هماکنون در اردوگاههای پناهندگان در صحرای الجزایر و مناطق تحت کنترل مراکش زندگی میکنند.
دشواریهای پیش رو
تا کنون، دی میستورا نتوانسته است دو طرف را متقاعد کند. در ماه اکتبر، او اعلام کرد که در صورت عدم پیشرفت در مذاکرات، تا آوریل استعفا خواهد داد. این احتمالاً به معنای پایان مأموریت فرستاده ویژه خواهد بود. اما دلایل خوبی وجود دارد که چرا به ویژه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، باید از این مسئله حمایت کند؛ از جمله اینکه حل این بحران میتواند به ایالات متحده دسترسی به گنجینهای از مواد معدنی کمیاب در اقیانوس اطلس شرقی را فراهم کند و فرصتی برای لغو یک مأموریت صلح بانی گرانقیمت سازمان ملل به وجود آورد.
ادامه حاکمیت دوفاکتوی مراکش تنها باعث تداوم تبعید صحرانشینان میشود و تشدید درگیریها میتواند هزینههای سنگینی برای همه طرفها به همراه داشته باشد. با افزایش تنشها میان مراکش و پولیساریو، خطر درگیری میان مراکش و الجزایر نیز افزایش مییابد که میتواند به یک بحران مهاجرتی دیگر در اروپا منجر شود.
—
وضعیت ناامیدکننده
اسپانیا از کنفرانس برلین در سال ۱۸۸۴ تا سال ۱۹۷۶ صحرای غربی را کنترل میکرد. در آن سال، اسپانیا در چارچوب توافقنامههای مادرید، بخش عمدهای از این سرزمین را در ازای دریافت سودهای حاصل از فسفات به مراکش واگذار کرد. طی ۵۰ سال گذشته، ائتلاف گستردهای از صحرانشینان به رهبری جبهه پولیساریو، با استفاده از روشهای خشونتآمیز و مسالمتآمیز برای بازپسگیری این سرزمین تلاش کردهاند.
سیاستهای اسکان و یارانههای مراکش نیز باعث شده که مراکشیها به سمت جنوب حرکت کنند؛ به طوری که امروزه تعداد مراکشیهای ساکن در مناطق مورد مناقشه چندین برابر صحرانشینان است. جبهه پولیساریو تا سال ۱۹۹۱ در جنگ چریکی خود علیه اشغال مراکش موفقیتهای قابلتوجهی به دست آورد؛ اما با امضای توافقنامه آتشبس که به برگزاری یک همهپرسی در مورد حق تعیین سرنوشت صحرانشینان وعده میداد، این درگیریها متوقف شد.
معضل قانونی و منافع اقتصادی
عدم وجود چارچوب قانونی شفاف، موانع جدی برای اهداف رباط در صحرای غربی ایجاد کرده است. شرکتهای بزرگ انرژی نظیر گلنکور و کاسموس انرژی به دلیل نگرانیهای حقوقی و فشارهای بینالمللی فعالیتهای خود در این منطقه را متوقف کردهاند. در اکتبر ۲۰۲۴، دیوان عدالت اروپا حکم داد که توافقنامههای تجاری اتحادیه اروپا با مراکش حقوق صحرانشینان برای تعیین سرنوشت را نقض میکند.
پیشنهاد دی میستورا برای تقسیم، میتواند به مراکش کمک کند که حاکمیت دوفاکتوی خود را به یک حاکمیت قانونی تبدیل کند. این امر به ویژه در مورد دسترسی به منابع غنی فسفات، نفت، گاز و مواد معدنی کمیاب از اهمیت ویژهای برخوردار است. از سوی دیگر، جبهه پولیساریو نیز میتواند از طریق تقسیم، به یک کشور مستقل به رسمیت شناخته شود و بازگشت پناهندگان را تسهیل کند.
مزایای سیاسی و اقتصادی تقسیم
پیشنهاد تقسیم میتواند راهی ساده و تحت رهبری سازمان ملل برای حل مناقشه باشد. این توافق میتواند به راحتی توسط شورای امنیت به عنوان یک راهحل سیاسی مورد توافق دو طرف به رسمیت شناخته شود. برای مراکش، این توافق میتواند به معنای کاهش هزینههای نظامی و باز کردن درهای جدید برای سرمایهگذاریهای بینالمللی باشد. برای جبهه پولیساریو، این توافق میتواند به معنای تحقق آرزوی دیرینه تشکیل دولت مستقل باشد.
به علاوه، تقسیم میتواند به حل مشکلاتی نظیر اختلافات مرزی، حقوق دسترسی به منابع و همکاریهای زیرساختی نیز کمک کند. به عنوان مثال، مراکش میتواند بخشی از درآمدهای فسفات خود را در ازای به دست آوردن حقوق ماهیگیری در جنوب خط مرزی تقسیم به جبهه پولیساریو واگذار کند.
—
موانع بر سر راه توافق
یکی از چالشهای اساسی در مسیر تحقق تقسیم، متقاعد کردن مراکش برای ورود به مذاکرات است. با اینکه مراکش به حاکمیت دوفاکتوی خود عادت کرده، اما تقسیم میتواند به نفع آن نیز باشد. حاکمان مراکش میتوانند به توافقی که براساس آن حاکمیت قانونی بر دو سوم شمالی سرزمین به دست میآورند، به عنوان یک پیروزی نگاه کنند. این امر میتواند هزینههای سنگین نظامی و اقتصادی را کاهش دهد و زمینهساز سرمایهگذاریهای بیشتر شود.
از سوی دیگر، جبهه پولیساریو نیز باید به صحرانشینان نشان دهد که این توافق یک راهحل موقت برای بازپسگیری سرزمینهای بیشتر نیست، بلکه یک توافق دائمی و الزامآور است. برگزاری همهپرسی در اردوگاههای پناهندگان میتواند راهی برای مشروعیت بخشیدن به این توافق باشد.
نقش ایالات متحده
ایالات متحده نیز میتواند از یک توافق تقسیم سود ببرد. نزدیکی واشنگتن به الجزایر در سالهای اخیر، به منافع ژئوپولیتیکی و اقتصادی آن کمک کرده است. شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا نظیر اکسون و شورون به دنبال پروژههای جدید انرژی در الجزایر هستند. همچنین، دسترسی به منابع معدنی کمیاب در سواحل صحرای غربی میتواند به مزیت استراتژیک آمریکا تبدیل شود.
دولت ترامپ، به ویژه در دوره دوم خود، میتواند از نقش میانجیگری در این توافق استفاده کند تا به دسترسی به منابع معدنی در آبهای اطلس شرقی برسد. به علاوه، لغو مأموریت صلحبانی گرانقیمت سازمان ملل نیز میتواند به کاهش هزینههای آمریکا کمک کند.
چشمانداز تقسیم
اگرچه پیشنهاد تقسیم هنوز به طور جدی در دستور کار طرفهای درگیر قرار نگرفته، اما به نظر میرسد که بهترین راهحل برای خروج از بنبست باشد. این راهحل میتواند به کاهش تنشهای نظامی میان مراکش و پولیساریو و حتی مراکش و الجزایر کمک کند. به علاوه، اجرای یک توافق تقسیم میتواند به بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی صحرانشینان کمک کند و بازگشت پناهندگان را تسهیل نماید.
در نهایت، تصمیمگیری درباره سرنوشت صحرای غربی به دو عامل بستگی دارد: اراده سیاسی طرفهای درگیر و نقش جامعه بینالمللی. اگر شورای امنیت سازمان ملل بتواند یک قطعنامه الزامآور برای تقسیم تصویب کند، شانس موفقیت این راهحل به طور قابلتوجهی افزایش خواهد یافت.