نشریه فارن افرز : “آمریکا به جنگجویان اقتصادی نیاز دارد” | ۰۹ دی ۱۴۰۴

در عصر جدید رقابت ژئواکونومیک با چین، واشنگتن برای پیروزی به یک طبقه جدید از استراتژیست‌ها نیاز دارد که در ابزارهای قدرت اقتصادی مهارت داشته باشند.

⏳ مدت زمان مطالعه: ۹ دقیقه

✏️ ناشر/نویسنده: فارن افرز / ناوین گیریشانکار

📅 تاریخ: December 30, 2025 / ۰۸ دی ۱۴۰۴

⚠️ هشدار: بازنشر این مقاله با هدف ارائه دیدگاه‌های متنوع صورت گرفته و به معنای تأیید یا پذیرش مسئولیت دیدگاه‌های مطرح‌شده نیست.


برای بخش عمده‌ای از دهه گذشته، ایالات متحده و چین در یک جنگ سرد گرفتار بوده‌اند که به همان اندازه که بر سر مزایای نظامی بود، بر سر مزایای اقتصادی و فناوری نیز به شدت جنگیده شده است. در واشنگتن، حمایت دو حزبی برای پاسخ به دامپینگ کالاهای یارانه‌ای چین، دستیابی آن به فناوری‌های دو منظوره، سرقت گسترده مالکیت معنوی و شیوه‌های اجباری آن وجود داشته است. در نتیجه، سه دولت اخیر ایالات متحده مجموعه‌ای از سیاست‌های امنیت اقتصادی را برای حفاظت از بازارها، زنجیره‌های تأمین و دارایی‌های ایالات متحده و برای بازسازی پایگاه صنعتی ایالات متحده برای به دست آوردن برتری بر پکن، به کار گرفته‌اند.

به عنوان مثال، اولین دولت ترامپ، تعرفه‌هایی را بر چین برای توازن مجدد تجارت و توقف سیاست‌های تبعیض‌آمیز مربوط به انتقال فناوری، پروتکل اینترنت و نوآوری وضع کرد. سپس دولت بایدن به طور چشمگیری کنترل‌های صادراتی – ابزارهایی که در اصل برای جلوگیری از اشاعه سلاح طراحی شده بودند – را برای محدود کردن دسترسی چین به نیمه‌هادی‌های پیشرفته که برای رقابت هوش مصنوعی حیاتی هستند، گسترش داد. پرزیدنت دونالد ترامپ پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۵، از تعرفه‌ها به طور تهاجمی‌تری برای بازتنظیم روابط اقتصادی با چین استفاده کرده است. در همین حال، هر سه دولت سیاست صنعتی را با رویکردهای متفاوتی برای مداخله دولت در بازارها برای ترویج انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین، پذیرفته‌اند: پرزیدنت جو بایدن از یارانه‌ها و کاهش مالیات برای تشویق به بازگرداندن تولید تراشه به داخل استفاده کرد و ترامپ سهام دولتی را در تعدادی از شرکت‌ها در بخش‌های استراتژیک، از جمله تولید تراشه و مواد معدنی حیاتی، به دست آورده است.

با این حال، علیرغم این تغییرات چشمگیر در سیاست اقتصادی، واشنگتن در دستیابی به اهداف امنیت اقتصادی اعلام شده خود با مشکل مواجه شده است. استراتژی تعرفه‌ای فعلی ترامپ تعهدات سرمایه‌گذاری را از متحدان، از جمله ژاپن، کره جنوبی و تایوان، استخراج کرده است، اما همچنین عدم قطعیت اقتصادی گسترده، تلافی چین علیه صنایع ایالات متحده و فهرست بلندی از شرکای تجاری را که به دنبال پوشش ریسک خود هستند، به وجود آورده است. تعرفه‌های دوره اول او نیز کسری تجاری ایالات متحده با چین را کاهش نداد. انگیزه‌های دوران بایدن تحت قانون تراشه‌ها و علم، تولید داخلی تراشه را در چندین ایالت گسترش داد و به نظر می‌رسید کنترل‌های صادراتی به طور موقت مزیت ایالات متحده را در تراشه‌های پیشرفته حفظ کرده است. اما این اقدامات همچنین انگیزه چین را برای توسعه تراشه‌های پیشرفته داخلی تقویت کرد و پکن را به استقرار کنترل‌های صادراتی خود بر مواد معدنی خاکی کمیاب به عنوان یک ابزار اجباری علیه ایالات متحده و متحدانش الهام بخشید.

سابقه مختلط واشنگتن بیش از صرفاً سیاست‌های فردی اشتباه را منعکس می‌کند. این منعکس‌کننده رقابت بین یک رقیب است که برای بازی بلندمدت تلاش می‌کند و دیگری که در آن استاد شده است. ایالات متحده ابزارهای موجود را برای چالش‌های جدید به کار گرفته است، اغلب بدون پیش‌بینی کامل عواقب. این کشور هنوز توانایی خود را برای اتصال سیستماتیک نقاط در سراسر حوزه‌های سیاستی، توسعه بازی‌های جنگ اقتصادی و طراحی استراتژی‌ها به عنوان بخشی از یک رویکرد جامع و مؤثر برای امنیت اقتصادی، نشان نداده است.

به عبارت دیگر، ایالات متحده سیاست‌های تکه‌تکه را به صورت بداهه به کار گرفته و به بهترین‌ها امیدوار بوده است، در حالی که چین چشم‌انداز استراتژیک را با هماهنگی نهادی و منابع اختصاصی برای توسعه سرمایه انسانی مورد نیاز برای اجرای چنین رویکردی، ترکیب کرده است. واشنگتن نیاز به ارتقاء بازی امنیت اقتصادی خود دارد. برای انجام این کار، نیاز به پرورش یک طبقه جدید از جنگجویان اقتصادی دارد که در ابزارهای جدید قدرت ملی، انعطاف‌پذیری و نفوذ جهانی مهارت دارند.

چگونه یک خط لوله بسازیم

آمادگی پکن

پکن آماده است. چین تعرفه‌ها و کنترل‌های صادراتی ایالات متحده را حرکت به حرکت مطابقت داده است. این کشور تسلط خود را بر پردازش عناصر خاکی کمیاب به سلاح تبدیل کرده، از آسیب‌پذیری‌های زنجیره تأمین ایالات متحده بهره‌برداری کرده و منابع عظیمی را برای تسلط بر بخش‌های استراتژیک، از جمله کشتی‌سازی، صرف کرده است. اثر انگشت چین بر روی کمپین‌های سایبری تهاجمی مانند «تایفون نمک» که شبکه‌های مخابراتی غربی را نقشه‌برداری کرد، و «تایفون ولت» که بدافزار را در زیرساخت‌های حیاتی ایالات متحده از پیش مستقر کرد، دیده می‌شود. پکن همچنین در یارانه‌های صنعتی و تحقیقات پایه در زمینه‌های نوظهور، بیشتر از ایالات متحده و متحدانش هزینه می‌کند و تأمین مالی زیرساخت‌ها و انتقال فناوری را با دسترسی تضمین شده به بازار به عنوان بخشی از یک پیشنهاد جذاب به جنوب جهانی، بسته‌بندی می‌کند – در حالی که ایالات متحده شروع به عقب‌نشینی می‌کند.

آنچه بسیاری در واشنگتن اغلب نادیده می‌گیرند این است که موفقیت رقابتی چین صرفاً تابعی از دستورات حزبی نیست، بلکه تابعی از تدبیر پرسنل آموزش دیده آن نیز هست. برنامه آموزش کادر ملی ۲۰۲۳-۲۰۲۷ چین از مقامات می‌خواهد تا از طریق برنامه‌های آموزشی اجباری با استفاده از خودآموزی آنلاین و جلسات «آموزش جمعی» حضوری، بر اقتصاد جهانی، انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین، فناوری دو منظوره و ریسک مالی مسلط شوند. در مدرسه مرکزی حزب، کادرها اقتصاد سیاسی بین‌الملل، ابتکار کمربند و جاده و چارچوب چین برای ارزیابی قدرت ملی را مطالعه می‌کنند. دانشگاه‌های نخبه این خط لوله را گسترش می‌دهają: هفت پسر دفاع ملی، گروهی از دانشگاه‌های دولتی وابسته به وزارت صنعت و فناوری اطلاعات، فناوران را برای صنایع استراتژیک آموزش می‌دهają. دانشگاه تسینگ‌هوا و دانشگاه ووهان فعالیت‌های تحقیقاتی، مشاوره‌ای و آموزشی مربوط به BRI را ارائه می‌دهają. دانشگاه روابط کار چین، رهبران اتحادیه‌های کارگری خارجی را در مورد تئوری و عمل اقتصادی و کارگری چین برای ایجاد همبستگی در میان شرکای BRI آموزش می‌دهد.

این معماری نهادی آنچه را که دن وانگ، که در حال حاضر پژوهشگر در آزمایشگاه تاریخ هوور در استنفورد است، «دولت مهندسی» چین نامیده است، تجسم می‌بخشد – سیستمی که استعدادهای فنی را به سمت اهداف اقتصادی ملی هدایت می‌کند و اکوسیستمی را تشکیل می‌دهد که برای تولید مقاماتی طراحی شده است که می‌توانند با تسلط بر بازارها، لجستیک و فناوری، «بدون جنگیدن پیروز شوند». تصمیم‌گیرندگان چینی مدت‌هاست که درک کرده‌اند که برنده شدن در بازی بلندمدت ژئواکونومیک مستلزم پرورش یک خط لوله از استعدادهای برتر با وسعت و عمق در سراسر فناوری، اقتصاد و سرمایه‌گذاری است.

بدترین دشمن خود

ایجاد قابلیت‌های امنیت اقتصادی برای یک اقتصاد بازار پیچیده، چالش‌برانگیزتر از وظیفه پکن است. زمانی که تلاش‌های ایالات متحده تخصص فناوری و بازارها، اطلاعات اقتصادی قابل اجرا و سیاست‌های مناسب را ترکیب کرده‌اند، موفق بوده‌اند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۹، اولین دولت ترامپ با موفقیت دولت هلند را برای مسدود کردن فروش تجهیزات پیشرفته ساخت تراشه توسط شرکت ASML به چین، تحت فشار قرار داد. اما با شتاب گرفتن رقابت تراشه‌ها، کاربردهای همان ابزارها نتایج ناهمگونی را به همراه داشت. به عنوان مثال، مقامات دولت بایدن، به طور کامل پیش‌بینی نمی‌کردند که انویدیا می‌تواند (و خواهد توانست) هنگام اعلام کنترل‌های نیمه‌هادی در سال ۲۰۲۲، یک راه حل جایگزین مهندسی کند؛ در عرض چند ماه، این شرکت تراشه‌های سازگار با صادرات را عرضه کرد که به فروش آنها به چین ادامه داد.

ایجاد و حفظ ظرفیت امنیت اقتصادی برای دولت ایالات متحده تا حدی به دلیل قوانین خدمات مدنی و مشکلات جذب استعدادهای برتر بخش خصوصی با مهارت‌های مرتبط، یک چالش است. برای اجرای اجزای تولیدی قانون تراشه‌ها و علم، دولت بایدن مجبور بود قوانین پرداخت خدمات مدنی را دور بزند تا به سرعت فناوران و سرمایه‌گذاران را به وزارت بازرگانی جذب کند. دولت دوم ترامپ سعی کرد برخی از این ناکارآمدی‌های عملیاتی را در آژانس‌های فدرال با به اصطلاح وزارت بهره‌وری دولتی خود بهبود بخشد، اما در نهایت با یک راه‌اندازی آشفته، اهداف خود را تضعیف کرد.

نه تلاش‌های اصلاحی سفارشی و نه گسترده، یک دستگاه امنیت اقتصادی منسجم یا، همانطور که اچ. آر. مک‌مستر و اندرو گروتو اشاره کرده‌اند، یک سپاه حرفه‌ای با هویت متمایز را به وجود نیاورده‌اند. این بینش اساسی برای تصمیم‌گیرندگان ایالات متحده از دست نرفته است. آگهی‌های شغلی دولتی موقعیت‌های بازی را تبلیغ می‌کنند که ستون فقرات یک سپاه امنیت اقتصادی را تشکیل می‌دهają: افسران کنترل صادرات، فناوران و افسران سرمایه‌گذاری در سراسر دفاتر وزارت بازرگانی، تحلیلگران تحریم‌ها و اقتصاددانان در وزارت خزانه‌داری، و دانشمندان در بنیاد ملی علوم و وزارت انرژی. اما بدون ترکیب مناسب مهارت‌ها، راه‌اندازی نهادی و روحیه جمعی در میان متخصصان امنیت اقتصادی، استخدام به روش معمول، پاسخگوی لحظه نخواهد بود.

واشنگتن به فوریت نیاز به ایجاد شایستگی در این زمینه‌ها دارد، اما خط لوله استعداد از دانشگاه‌ها و بخش خصوصی ضعیف است. در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد سالانه، دانشگاه‌های ایالات متحده حدود ۶۰۰۰ مدرک در سیاست عمومی، بیش از ۲۵۰ هزار در مهندسی و ۵۵۰ هزار در تجارت با حدود سه درصد رشد سالانه در دهه گذشته، اعطا می‌کنند. برنامه‌های تحصیلی ایالات متحده که به صراحت اقتصاد، فناوری و امنیت ملی را ترکیب می‌کنند، اندک و نادر هستند. بدون مداخله، ایالات متحده محکوم به تکرار اشتباهات خود است: کنترل‌های صادراتی ناقص، تحریم‌های فرار شده و سیاست‌های صنعتی که به هدف خود نمی‌رسند. ایجاد یک طبقه جنگجوی اقتصادی باید یک اولویت ملی در میان دولت، تجارت، دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و بنیادهای خیریه باشد. این چالش بی‌سابقه نیست؛ دولت ایالات متحده قبلاً برای مقابله با چالش‌های ملی، تخصص را بسیج کرده است. سوال این است که آیا واشنگتن دوباره جهت‌گیری، حمایت و منابع را برای انجام این کار فراهم خواهد کرد.

عمو سام به شما نیاز دارد

درس‌هایی از تاریخ

واشنگتن نیازی به الگوبرداری از تلاش خود بر اساس پکن ندارد. در واقع، باید از مزایایی که اکوسیستم دانش غیرمتمرکز ایالات متحده فراهم می‌کند، دلگرم شود: توانایی آن برای انطباق سریع، تشویق به بحث و حذف ایده‌های بد. در مواجهه با چالش‌های بزرگ ملی، دولت ایالات متحده و موسسات تحقیقاتی مستقل، بارها و بارها تحقیقات و آموزش سیاستی را بازآفرینی کرده‌اند. در طول نیو دیل، اداره تأمین اجتماعی برنامه‌های آموزشی را برای مدیرانی که یک سیستم بیمه اجتماعی ملی جدید را مدیریت می‌کردند، ایجاد کرد. پس از جنگ جهانی دوم، شرکت RAND تحلیل سیستم‌ها را برای مشکلات پیچیده دفاعی پیشگام کرد، روش‌هایی که رابرت مک‌نامارا، وزیر دفاع، به پنتاگون معرفی کرد. تا سال ۱۹۷۰، دانشگاه‌ها برنامه‌های کارشناسی ارشد را ارائه می‌دادند که تحلیلگران سیاستی را در این رویکردها آموزش می‌دادند.

دانشگاه‌ها همچنین رویکردهای خلاقانه‌ای را برای چالش‌های سیاستی، به ویژه در پاسخ به لحظات بحرانی، پرورش داده‌اند. پس از بحران موشکی کوبا، گراهام آلیسون، دانشمند علوم سیاسی، علوم تصمیم‌گیری را توسعه داد که اکنون در دانشکده‌های سیاست تدریس می‌شود. به طور مشابه، شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰، توسعه تخصص اقتصاد انرژی را تحریک کرد؛ گذار پس از شوروی، تقاضا برای متخصصان اصلاحات بازار را ایجاد کرد؛ بحران مالی ۲۰۰۸، تحلیل ریسک سیستمی را ارتقا داد؛ و اخیراً، کووید-۱۹ نیاز به مطالعه انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین را برجسته کرد.

سیستم از بالا به پایین چین ممکن است کارآمدتر به نظر برسد، اما نوآوری توزیع شده آمریکا ثابت کرده است که سازگارتر است – تا زمانی که رهبران اولویت‌های روشنی را تعیین کرده و منابع را بسیج کنند. در بهترین حالت، اکوسیستم ایالات متحده از روابط بین بخش‌های دولتی و خصوصی بهره‌مند می‌شود. تأمین مالی دولتی، حمایت بنیادها و تقاضای بازار، شرایطی را برای دانشگاه‌ها برای پاسخگویی و طراحی مجدد برنامه‌های درسی ایجاد می‌کند. آژانس‌های فدرال نیازهای نیروی کار را نشان می‌دهają، شراکت‌های آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی، دانشمندان را آموزش می‌دهają و کمک‌های مالی موسسات ملی بهداشت، نیروی کار تحقیقاتی را توسعه می‌دهają.

یک مسیر رو به جلو

البته، نشانه‌های اولیه‌ای وجود دارد که این اتفاق در حال حاضر در مورد امنیت اقتصادی در حال رخ دادن است. به عنوان مثال، دانشکده تحصیلات تکمیلی در دانشگاه جانز هاپکینز، یک گرایش در امنیت اقتصادی ارائه می‌دهد. و جورج‌تاون، هاروارد، MIT، استنفورد و ییل دوره‌هایی را ارائه می‌دهają که فناوری، انرژی و سیاست‌گذاری را به هم پیوند می‌دهają. دانشگاه جورج میسون یک MBA در امنیت ملی ارائه می‌دهد، پوردو یک گواهینامه در نوآوری برای خدمات عمومی ارائه می‌دهد و کارنگی ملون مدارک پیشرفته‌ای در مهندسی و سیاست عمومی ارائه می‌دهد. دانشگاه دفاع ملی آموزش‌هایی را در مورد موضوعات امنیت اقتصادی از جمله اقتصاد سیاسی برای متخصصان امنیتی و جنگ اقتصادی مدرن ارائه می‌دهد. و در میان متحدان و شرکای ایالات متحده، دانشگاه کره، دانشگاه یونسی، دانشگاه توکیو و ساینس پو دوره‌های سطح کارشناسی ارشد را در امنیت انرژی و سیاست‌گذاری اقتصادی ارائه می‌دهają.

اما کارهای بسیار بیشتری باید انجام شود. دانشکده‌های بازرگانی و مهندسی که چارچوب‌های آشنا را آموزش می‌دهają – تحلیل هزینه-فایده، مدل‌سازی سیستم‌ها، برنامه‌ریزی سناریو، امور مالی، اقتصاد خرد و امنیت ملی – باید دانشجویان را تشویق کنند تا آن چارچوب‌ها را برای سوالات عملی فوری به کار گیرند؛ به عنوان مثال، چگونه تعرفه‌ها بر زنجیره‌های تأمین استراتژیک تأثیر می‌گذارند یا چگونه کنترل‌های صادراتی بر نوآوری تأثیر می‌گذارند. سازمان‌های خیریه و شرکت‌ها نیز باید قدم پیش گذاشته و بورسیه‌های امنیت اقتصادی را با همان فوریتی که گاهی به تغییرات آب و هوایی و بهداشت عمومی اختصاص داده‌اند، تأمین مالی کنند. اندیشکده‌ها می‌توانند محققان را در سراسر کشورهای متحد برای به اشتراک گذاشتن بینش‌ها در مورد موضوعات امنیت اقتصادی از جمله سیاست صنعتی مدرن، حفاظت از فناوری و سرمایه‌گذاری امنیت ملی، گرد هم آورند. این پلتفرم‌ها می‌توانند هماهنگی متحدان را بدون نیاز به ساختارهای چندجانبه جدید، پیش ببرند.

دولت نیز باید در اینجا رهبری کند. ترامپ باید یک فرمان اجرایی صادر کند که یک سپاه حرفه‌ای از دولتمردان اقتصادی را تأسیس کند. این شامل ایجاد یک کمیته دائمی امنیت اقتصادی، با الگوبرداری از کمیته معاونان در شورای امنیت ملی، برای هدایت اولویت‌های استراتژیک امنیت اقتصادی و هماهنگی در سراسر وزارتخانه‌های بازرگانی، خزانه‌داری، انرژی و دفاع و جامعه اطلاعاتی خواهد بود. کمیته امنیت اقتصادی، با همکاری دفتر مدیریت پرسنل، باید شایستگی‌های امنیت اقتصادی را تعریف کند، مشاغل فدرال را بر این اساس برچسب‌گذاری کند و پر کردن آن جای خالی‌ها را در اولویت قرار دهد و سیگنال‌های روشنی را به بازار کار در مورد نیازهای دولت ارسال کند. فرمان اجرایی همچنین باید به وزارتخانه‌ها دستور دهد تا با دانشگاه‌ها در توسعه برنامه درسی همکاری کنند، مرخصی‌های مطالعاتی هیئت علمی را در دولت ارائه دهند و برنامه‌های چرخشی با صنعت ایجاد کنند.

البته، اقدام اجرایی بدون حمایت قانونی (و منابع اختصاصی) کارساز نخواهد بود. کنگره باید یک بنیاد مغز متفکر امنیت اقتصادی را تأسیس کند، با الگوبرداری از بنیاد وزارت انرژی برای امنیت و نوآوری انرژی (FESI) که توسط قانون تراشه‌ها و علم ۲۰۲۲ مجاز شده است، تا منابع خصوصی را به طور مؤثرتری به کار گیرد. همچنین باید به بنیاد ملی علوم و وزارت انرژی دستور دهد تا امنیت اقتصادی را به عنوان یک اولویت تحقیقاتی تعیین کنند و کمک‌های مالی را برای ایجاد انگیزه برای دانشگاه‌ها در دسترس قرار دهند. یک خط لوله تقریباً ۱۰۰۰ دانشجوی کارشناسی ارشد جدید در سال، به تقاضا برای استعدادهای امنیت اقتصادی در دولت و بخش خصوصی پاسخ خواهد داد. با هزینه سالانه تقریباً ۱۸۰ میلیون دلار، اعتبارات کنگره و بودجه‌های تطبیقی خصوصی می‌توانند به بلوغ امنیت اقتصادی به عنوان یک رشته تحصیلی با حمایت از بورسیه‌های تحصیلات تکمیلی، کرسی‌های استادی، کارآموزی‌های با حقوق و تحقیقات کاربردی در زمینه‌هایی مانند انعطاف‌پذیری زنجیره تأمین، غربالگری سرمایه‌گذاری، تحریم‌ها، سیاست صنعتی و اطلاعات اقتصادی، کمک کنند.

البته، ایجاد ظرفیت دولتی در یک دولت که به نظر می‌رسد با گسترش دولت یا تأمین مالی تحقیقات مخالف است، با موانع سیاسی روبرو است. اما دولت ترامپ اشتهایی برای ابتکارات بلندپروازانه امنیت اقتصادی، معمولاً با به کارگیری منابع بخش خصوصی برای تأمین اهداف عمومی، نشان داده است. به عنوان مثال، مأموریت جنسیس که اخیراً توسط دولت اعلام شد، با هدف دو برابر کردن بهره‌وری علمی ایالات متحده در عرض یک دهه با بسیج دانشمندان و داده‌های علمی فدرال در ۱۷ آزمایشگاه ملی وزارت انرژی، در کنار شرکای صنعتی و دانشگاهی، برای مقابله با چالش‌های بزرگ علمی، از جمله در هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی، است. دولت نیروی کار فدرال را کاهش داده و چندین واحد فناوری فدرال را منحل کرده است، اما همچنین طرح‌هایی را برای یک نیروی فناوری ایالات متحده متشکل از ۱۰۰۰ فناور جوان، که از طریق شراکت با ۲۵ شرکت فناوری، دوره‌های دو ساله‌ای را در دولت خدمت خواهند کرد، مطرح کرده است. در برخی زمینه‌ها، دولت حتی بودجه را افزایش داده است. دفتر سرمایه استراتژیک وزارت جنگ از یک پایلوت ۹۸۴ میلیون دلاری در دولت بایدن به یک نیروگاه وام‌دهی ۲۰۰ میلیارد دلاری تبدیل شده است.

امنیت اقتصادی ماندگار است. ایالات متحده باید برای برنده شدن در یک رقابت اقتصادی به ارزش تریلیون‌ها دلار آماده شود. چین خود را با کادرها و سیستم‌هایی برای پیگیری استراتژی جنگ اقتصادی خود آماده کرده است؛ ایالات متحده این کار را نکرده است. همانطور که جنگ سرد توسط استراتژیست‌هایی که در بازدارندگی استاد بودند، برده شد، رقابت اقتصادی امروز توسط متخصصانی که می‌توانند وابستگی متقابل را در خدمت قدرت و انعطاف‌پذیری ملی به کار گیرند، برده خواهد شد. وقت آن است که آنها را برای به کارگیری قدرت اقتصادی به همان مهارتی که پیشینیانشان قدرت نظامی را به کار می‌گرفتند، آموزش دهیم.


پاورقی‌ها:

⚠️ اخطار:محتوای این مقاله صرفاً دیدگاه‌های نویسنده و منبع اصلی را منعکس می‌کند و مسئولیت آن بر عهده نویسنده است. بازنشر این مقاله با هدف ارائه دیدگاه‌های متنوع صورت گرفته و به معنای تأیید دیدگاه‌های مطرح‌شده نیست.

سورس ما:فارن افرز

💡 درباره منبع:فارن افرز یک مجله آمریکایی با نفوذ در زمینه روابط بین‌الملل و سیاست خارجی ایالات متحده است که توسط شورای روابط خارجی منتشر می‌شود. این رسانه به دلیل تحلیل‌های عمیق و دیدگاه‌های متنوع از سراسر طیف سیاسی شناخته شده است.

✏️ درباره نویسنده:ناوین گیریشانکار، رئیس دپارتمان امنیت اقتصادی و فناوری در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی است.

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا
سورس ما | SourceMA

لطفاً تبلیغ‌گیر خود را غیرفعال کنید

کاربر گرامی، وب‌سایت ما برای تامین هزینه‌های نگهداری و ارائه محتوای به شما، نیازمند نمایش تبلیغات است. خواهشمندیم برای حمایت از ما و ادامه دسترسی به خدمات، تبلیغ‌گیر خود را غیرفعال نمایید. از همکاری شما صمیمانه سپاسگزاریم.