⏳ مدت زمان مطالعه: ۹ دقیقه | ✏️ ناشر/نویسنده: فارن افرز / آپریل لانگلی الی | 📅 تاریخ: December 18, 2025 / ۲۷ آذر ۱۴۰۴
⚠️ هشدار: بازنشر این مقاله با هدف ارائه دیدگاههای متنوع صورت گرفته و به معنای تأیید یا پذیرش مسئولیت دیدگاههای مطرحشده نیست.
از میان پیامدهای منطقهای گستردهتر آتشبس ماه اکتبر در غزه، یکی از مهمترین آنها قرار بود آرامش جدیدی در دریای سرخ و به طور بالقوه در یمن باشد. در واقع، در نتیجه این آتشبس، حوثیها – گروه شبهنظامی به شدت مسلح که شمال یمن، از جمله پایتخت، صنعا، را کنترل میکند و با حماس و ایران متحد است – حملات خود را به کشتیرانی تجاری در دریای سرخ و علیه اسرائیل متوقف کردند. یک توافق قبلی با میانجیگری عمان بین حوثیها و دولت ایالات متحده نیز به نظر میرسید تهدید مستقیم حوثیها به داراییهای ایالات متحده در این کریدور کشتیرانی را کاهش داده است. در داخل یمن، یک آتشبس شکننده سه و نیم ساله در جنگ داخلی بین حوثیها و دولت شناخته شده بینالمللی همچنان برقرار بود. اگرچه حوثیها شکست نخورده بودند، اما به نظر میرسید مقامات آمریکایی معتقد بودند که وضعیت در این کشور آرام شده است و میتوانند توجه خود را به جای دیگری معطوف کنند.
کمتر از دو ماه بعد، آن آرامش نسبی در حال از بین رفتن است. در اوایل دسامبر، جداییطلبان جنوب یمن یک کارزار بزرگ را برای تصرف بخشهای بزرگی از حضرموت، یک منطقه تولیدکننده نفت در مرز با عربستان سعودی، و مهره، یک استان هممرز با عمان، آغاز کردند. تهاجم توسط شورای انتقالی جنوب، گروهی که بخشی از دولت شناخته شده بینالمللی یمن است اما از استقلال جنوب یمن حمایت میکند، نشاندهنده یک تغییر لرزهای در توازن قدرت این کشور است. از یک سو، شورای انتقالی جنوب توسط امارات متحده عربی حمایت میشود و گسترش جسورانه آن تنشهای جدیدی را با عربستان سعودی، که از جناحهای رقیب در داخل دولت حمایت میکند و این تصرف را به عنوان یک تهدید بالقوه برای امنیت ملی خود میبیند، به راه انداخته است. نگرانکنندهتر از آن، تهاجم شورای انتقالی جنوب احتمالاً بهانهای برای اقدامات بزرگتر توسط حوثیها خواهد بود.
حتی با وجود展开 شدن کارزار شورای انتقالی جنوب، حوثیها متعهد شدهاند که کنترل خود را بر مناطق تولیدکننده نفت و گاز در شرق کشور گسترش دهند. با کمک ایران و دیگر کشورها، حوثیها همچنین بیوقفه برای گسترش زرادخانه سلاحهای متعارف پیشرفته خود تلاش کردهاند؛ آنها همچنین تولید داخلی سلاح را با ظرفیت مونتاژ موشکهای بالستیک و همچنین تولید مستقل پهپادهای کوتاهبرد، افزایش دادهاند. علاوه بر این، اقدامات و لفاظیهای این گروه همچنان بر تمایل آن برای کنترل تمام یمن و ادامه مقابله با اسرائیل، ایالات متحده، عربستان سعودی و امارات متحده عربی تأکید میکند. اگر آتشبس غزه متزلزل شود، حوثیها آماده ادامه حملات خود در دریای سرخ هستند و اکنون که دیدهاند آن کارزار چقدر مؤثر بوده است، میتوانند آن را به دلایل دیگری در آینده دوباره آغاز کنند.
ایالات متحده یمن را با مسئولیت خود نادیده میگیرد. تاکنون، دولت ترامپ خود را به اعمال تحریم بر حوثیها، حفاظت از آتشبس دوجانبه ایالات متحده با این گروه و امید به اینکه اسرائیل و شرکای ایالات متحده در خلیج فارس هرگونه مشکل دیگری را به تنهایی حل خواهند کرد، محدود کرده است. دولت همچنین عمدتاً از حمایت از دولت یمن و ارائه رهبری دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ داخلی کنارهگیری کرده است. اما بدون یک استراتژی گستردهتر ایالات متحده، فشار مالی بر حوثیها ممکن است نتیجه معکوس دهد. قبل از حرکت شورای انتقالی جنوب در دسامبر، رهبری حوثیها پیشنهاد کرده بود که ممکن است به دنبال تصرف قلمرو بیشتر یا گرفتن امتیازات مالی از عربستان سعودی برای به دست آوردن منابع بیشتر باشد. اکنون ناآرامی در جنوب، کشور را قابل اشتعالتر کرده است و تهدید به شعلهور کردن مجدد درگیریای میکند که تاکنون به نفع حوثیها بوده است. هرگونه بازگشت به جنگ تمام عیار، پیامدهایی در سراسر خلیج فارس و منطقه دریای سرخ خواهد داشت.
محور سرکشی
با فرونشستن غبار جنگ اسرائیل در غزه، حوثیها موارد استثنایی قابل توجهی هستند. با نابودی حماس، обезглавливание حزبالله لبنان، سرنگونی رژیم بشار اسد در سوریه و اجتناب شبهنظامیان شیعه در عراق از درگیری با اسرائیل، دیگر اعضای محور مقاومت زمانی قدرتمند ایران به شدت تضعیف شدهاند. در مقابل، حوثیها با جنگ در غزه جسورتر شدهاند که به رهبران آنها کمک کرده است تا هسته ایدئولوژیک گروه را سختتر کنند، عملگرایان را به حاشیه برانند و باور حامیان خود را مبنی بر اینکه در یک مأموریت مقدس برای آزادسازی فلسطین و برهم زدن یک نظم منطقهای تحت سلطه ایالات متحده و اسرائیل هستند، تقویت کنند.
حوثیها از سرکشی خود پاداشهای ملموسی گرفتهاند. با باقی ماندن در حالت جنگی، آنها از پاسخگویی در مورد فقر فزاینده و عدم پرداخت حقوق بخش دولتی در مناطقی که کنترل میکنند، اجتناب کردهاند. آنها همچنین از این درگیری برای سرکوب دشمنان درک شده، محدود کردن هرگونه فضای مخالفت و سفت کردن چنگ خود بر قدرت استفاده کردهاند. در همین حال، درگیری پر سر و صدای این گروه با اسرائیل، استخدام نظامی، از جمله سربازان کودک را تقویت کرده و تلاشهای آن را برای آموزش و تلقین به یک نسل جدید تسهیل کرده است. تا سال ۲۰۲۴، تخمین زده میشد که حوثیها حدود ۳۵۰۰۰۰ جنگجو داشته باشند.
تهدید حوثیها با قابلیتهای نظامی رو به رشد این گروه تشدید شده است. در مراحل اولیه جنگ در غزه، موشکهای حوثیها عمدتاً قادر به رسیدن به خاک اسرائیل نبودند؛ تا ماه مه ۲۰۲۵، آنها میتوانستند به فرودگاه بن گوریون در خارج از تلآویو اصابت کنند. در سپتامبر ۲۰۲۵، پهپادهای حوثیها همچنین توانستند از پدافند هوایی اسرائیل فرار کنند و بیش از ۲۰ نفر را در ایلات زخمی کرده و به فرودگاه رامون در نزدیکی اصابت کنند. موشکهای حوثیها همچنین به ینبع، یک بندر نفتی بزرگ عربستان سعودی در حدود ۶۲۰ مایلی مرز یمن، اصابت کردهاند. در عین حال، درگیری غزه به حوثیها تجربه عملیاتی ارزشمندی داده است و به آنها امکان داده است تا دقت هدفگیری خود را بهبود بخشیده و سلاحهای جدید، از جمله موشکهای بالستیک مجهز به مهمات خوشهای را آزمایش کنند.
برای گسترش زرادخانه خود، این گروه زنجیرههای تأمین خود را متنوع کرده و با انواع دشمنان ایالات متحده، از جمله چین و روسیه در کنار ایران، روابط برقرار کرده است. برای سالها، تهران سلاحهای متعارف و آموزش به حوثیها ارائه داده و با تضعیف دیگر بخشهای محور منطقهای پرآوازهاش، این حمایت را دوچندان کرده است. با این حال، حوثیها اکنون در حال وارد کردن قطعات دو منظوره و مواد درجه نظامی از چین برای استفاده در تولید داخلی سلاح هستند. در سپتامبر، وزارت خزانهداری ایالات متحده ۳۲ فرد و نهاد مرتبط با حوثیها، از جمله چندین نهاد مستقر در چین را به دلیل جمعآوری کمکهای مالی غیرقانونی، قاچاق و تهیه سلاح، تحریم کرد.
به نوبه خود، روسیه دادههای هدفگیری را از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران برای کمک به حوثیها در حمله به کشتیهای غربی به اشتراک گذاشته است، به گفته وال استریت ژورنال. مسکو همچنین از طریق بندر حدیده یمن به حوثیها نفت تحویل داده است. و در سومالی، حوثیها در ازای پول نقد و یک شراکت بالقوه در مختل کردن کشتیرانی در خلیج عدن، به گروه جهادی سنی الشباب سلاح و آموزش ارائه دادهاند. سومالی همچنین به یک مرکز ترانزیت مهم برای سلاحهای قاچاق شده به مناطق حوثی تبدیل شده است.
عبدالملک الحوثی، رهبر حوثیها، به وضوح اعلام کرده است که جاهطلبیهای این گروه به مرزهای یمن ختم نمیشود. در واقع، متحد کردن جهان اسلام علیه نفوذ غرب و اسرائیل از زمان تأسیس این گروه در اوایل دهه ۲۰۰۰، بخشی از سیستم اعتقادی اصلی حوثیها بوده است – مأموریتی که با جنگ در غزه بسیار تقویت شده است. حوثی گفته است که دورهای بیشتری از جنگ با اسرائیل «اجتنابناپذیر» است و عربستان سعودی و امارات متحده عربی عروسکهایی در پروژه منطقهای ایالات متحده و اسرائیل و خائن به آرمان فلسطین هستند. او اکنون افتخار میکند که جنبش او در حال آموزش بیش از یک میلیون مجاهد است و یمن تحت سلطه حوثیها در تولید و ساخت نظامی در جهان عرب پیشتاز است. اگرچه ادعاها در مورد تولید سلاح به وضوح نادرست است، اما آنها به تقویت تصویر خود حوثیها به عنوان نیروی مقاومت عربی پیشرو کمک میکنند.
فشار بدون سیاست
با افزایش وجهه آنها، حوثیها ضرباتی را نیز متحمل شدهاند. عملیات راف رایدر، یک کارزار بمباران شدید ۵۲ روزه که دولت ترامپ در ماه مارس آغاز کرد، بسیاری از انبارهای تسلیحات و تأسیسات تولیدی حوثیها را نابود کرد، اگرچه میزان کامل خسارت نامشخص باقی مانده است. و تصمیم امسال ایالات متحده برای تعیین مجدد این گروه به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی، با قطع دسترسی آنها به سیستم بانکی بینالمللی، فشار اقتصادی بر مناطق تحت کنترل حوثیها وارد کرده است.
از تابستان ۲۰۲۴، بمبارانهای اسرائیل خسارات قابل توجهی را به مناطق تحت کنترل حوثیها وارد کرده است، تنها فرودگاه بینالمللی شمال را تعطیل کرده، بخش عمدهای از بندر حدیده را نابود کرده و زیرساختهای الکتریکی یمن را ویران کرده است. اسرائیل همچنین با موفقیت رهبری حوثیها را هدف قرار داده است. در ماه اوت، یک حمله اسرائیلی نخستوزیر و دیگر اعضای دولت تحت کنترل حوثیها را در صنعا کشت، که هیچکدام از آنها ایدئولوگهای اصلی حوثی نبودند. در ماه اکتبر، حوثیها تأیید کردند که رئیس ستاد آنها، یک استراتژیست کلیدی نظامی، نیز ترور شده است. اگرچه این حملات موفقیت محدودی در رسیدن به رهبران ارشد این گروه داشتهاند، اما آنها را مجبور به زیرزمینی شدن کرده، ارتباطات حوثیها را کند کرده و شایعاتی را مبنی بر اینکه دیگران نیز ممکن است از بین رفته باشند، دامن زده است.
اما رویکرد کلی واشنگتن به یمن مملو از تناقضات است. به عنوان مثال، آتشبس دوجانبه دولت با حوثیها در ماه مه، یک خروج سریع از عملیات راف رایدر را ارائه داد که قبلاً بیش از ۱ میلیارد دلار هزینه داشته و شامل داراییهای نظامی سنگینی بود که در جای دیگری مورد نیاز بود. اما این آتشبس مانع از ادامه حملات حوثیها به اهداف غیرآمریکایی در دریای سرخ یا پرتاب موشکها و پهپادهای بیشتر به سمت اسرائیل نشد. همچنین یک استراتژی بلندمدت برای حفاظت از منافع آمریکا در دریای سرخ یا خلیج فارس ارائه نداد.
برعکس، با اجازه دادن به واشنگتن برای عدم تعهد سیاسی و نظامی از یمن، این آتشبس به حوثیها فرصتی داده است تا نبردهای خود را علیه دشمنان داخلی و منطقهای خود با هزینه کمتری تشدید کنند. تشدید این مشکل، تعلیق بیشتر کمکهای بشردوستانه برای یمن توسط دولت ترامپ، از جمله در مناطقی است که توسط دولت یمن کنترل میشود و ایالات متحده ظاهراً از آن حمایت میکند. در کشوری که ۲۴ میلیون نفر – اکثریت قابل توجهی از جمعیت – به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و بیش از ۱۴ میلیون نفر در نیاز شدید هستند، این یک ضربه بزرگ است.
در همین حال، با تشدید تحریمها و حذف راههای خروج دیپلماتیک برای حوثیها، دولت هرگونه چشماندازی برای یک توافق صلح از طریق مذاکره را برای حال حاضر بسته است. ایالات متحده دیگر فرستاده ویژهای به یمن ندارد که نشاندهنده این است که این کشور چقدر در فهرست اولویتهای واشنگتن پایین رفته است. دولت از بازگشت به فرمول قبل از جنگ غزه برای یک توافق یمنی، که خواستار موافقت حوثیها با آتشبس و یک فرآیند سیاسی در ازای مزایای مالی از جمله پرداخت حقوق بخش دولتی بود، حمایت نمیکند. با این حال، تعداد کمی در واشنگتن برای یافتن یک مسیر جایگزین به جلو تلاش میکنند.
جدال جدید بر سر قدرت
با ناآرامی جدید در جنوب، ایالات متحده و متحدانش در خلیج فارس به زودی میتوانند با یک بحران گستردهتر روبرو شوند. ممکن است امارات متحده عربی و عربستان سعودی با توافق بر سر یک تلاش مشترک برای مهار تنشها در داخل دولت یمن، برای محدود کردن امواج شوک ناشی از تصرف حضرموت توسط شورای انتقالی جنوب تلاش کنند. چنین توافقی ممکن است منجر به یک جبهه متحدتر علیه حوثیها شود که امکان کاوش مجدد در مورد یک توافق سیاسی در یمن یا فشاری توسط این نیروها برای تصرف قلمرو از حوثیها در شمال قبل از مذاکرات احتمالی را فراهم میکند.
پیش از این، عیدروس الزبیدی، رئیس شورای انتقالی جنوب، اعلام کرده بود که «هدف بعدی این گروه باید صنعا باشد، به صورت مسالمتآمیز یا از طریق جنگ.» هرگونه توافقی که به موجب آن نیروهای شورای انتقالی جنوب بتوانند از جنگجویان در امتداد سواحل دریای سرخ و شهر مأرب برای بازپسگیری شمال از حوثیها حمایت کنند، دشوار خواهد بود و احتمالاً شامل تضمینهایی برای خودمختاری جنوب و احتمالاً یک همهپرسی در آینده خواهد بود. اما هیچ یک از اینها تا زمانی که بنبست فوری در حضرموت به گونهای حل نشود که به نگرانیهای امنیتی عربستان سعودی رسیدگی کند، ممکن نیست.
ممکن است زمان در حال اتمام باشد. همچنین احتمال واقعی درگیری بین جناحهای دولتی وجود دارد که میتواند به حوثیها در پیشرفتهای نظامی یا سیاسی بیشتر کمک کند. اگر شورای انتقالی جنوب استقلال خود را اعلام کند – چیزی که به نظر میرسد در حال حاضر از آن اجتناب میکند زیرا تعداد کمی از کشورها آن را به رسمیت میشناسند – این میتواند باعث realignment نیروهای شمالی علیه آن شود.
حتی اگر کارزار شورای انتقالی جنوب یک جنگ بزرگتر را دوباره شعلهور نکند، حوثیها به زودی نیاز به کاهش فشار اقتصادیای که تحت آن هستند، خواهند داشت. این به احتمال زیاد به معنای تصرف منابع بیشتر در داخل یمن – به عنوان مثال، با تصرف استان نفتخیز مأرب در شرق صنعا – یا با وادار کردن عربستان سعودی به ارائه امتیازات مالی جدید خواهد بود. حوثیها آشکارا ریاض را تهدید کردهاند و از این پادشاهی خواستهاند که به طور قطعی به جنگ داخلی پایان دهد، محدودیتها را بر بنادر و فرودگاهها بردارد و غرامت جنگی برای خسارات ناشی از حملات هوایی عربستان سعودی به این کشور بین سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۲۲ را بپردازد. پیامرسانی حوثیها، از جمله بازنشر ویدیوهایی از تهاجمات قبلی آنها به خاک عربستان سعودی و حملات به تأسیسات نفتی آرامکو، بر تمایل آنها به استفاده از زور تأکید میکند.
با توجه به تمرکز آنها بر اولویتهای داخلی و تردیدهای فزاینده در مورد چتر امنیتی ایالات متحده، سعودیها به خوبی میتوانند تسلیم این فشار شوند. اگرچه یک تلاش حوثیها برای تصرف قلمرو بیشتر با مقاومت داخلی یمن روبرو خواهد شد، اما ریاض ممکن است از کمک به این نیروهای ضد حوثی به دلیل ترس از حملات مجدد، تردید کند. به طور جایگزین، با تضعیف موقعیت دولت یمن توسط اقدامات شورای انتقالی جنوب در جنوب، حوثیها میتوانند به دنبال دستاوردهای ارضی باشند، به عنوان مثال با دو برابر کردن تلاشها برای وادار کردن رهبران قبایل همسو با دولت در اطراف مأرب به تغییر وفاداری به سمت خود. هر یک از این مسیرها به حوثیها منابع بیشتری برای مسلح کردن خود برای نبردهای آینده با ایالات متحده و شرکای آن میدهد، بدون ذکر کاهش هرگونه شانس برای یک توافق سیاسی فراگیر در یمن.
رهبران اسرائیل متعهد شدهاند که رهبری حوثیها را به دلیل حملات بیباکانه آنها به اسرائیل مجازات کنند و دولت اسرائیل یک واحد اطلاعاتی جدید را متمرکز بر یمن تأسیس کرده است. اگر آتشبس غزه فرو بپاشد، درگیریها بین حوثیها و اسرائیل از سر گرفته خواهد شد که میتواند حوثیها را از دیگر جبههها منحرف کرده و فرصتهای نظامی بالقوهای را برای دشمنان یمنی آنها فراهم کند. با این حال، واشنگتن نمیتواند برای رسیدگی به چالش حوثیها به اسرائیل تکیه کند.
حوثیها از اسرائیل دور هستند و در زمینهای کوهستانی مشابه افغانستان به شدت مستقر شدهاند. همانطور که کارزارهای عربستان سعودی و ایالات متحده قبلاً نشان دادهاند، این گروه را نمیتوان تنها با بمباران هوایی شکست داد. علاوه بر این، اسرائیل در مناطق تحت کنترل حوثیها عمیقاً نامحبوب است و حملات بیشتر اسرائیل، به ویژه بر زیرساختهای غیرنظامی، خطر بسیج یمنیهای عادی را علیه یک دشمن خارجی منفور به همراه دارد. حتی اگر اسرائیل بتواند ترورهای سطح بالای بیشتری را انجام دهد، ممکن است منجر به یک رهبری حوثی سرسختتر در صنعا یا یک جدال جدید برای قدرت شود که میتواند منطقه را به روشهای جدیدی بیثبات کند.
از پایه و اساس
تمایل واشنگتن برای اجتناب از درگیر شدن در یک جنگ پرهزینه در یمن قابل درک است. نزدیک به دو ماه بمباران شدید ایالات متحده در بهار گذشته، به حوثیها آسیب رساند اما نتوانست رفتار یا تسلط آنها بر قدرت را تغییر دهد. تهاجم جدید شورای انتقالی جنوب، شکافهای فزایندهای را در داخل ائتلاف حامی دولت شناخته شده بینالمللی یمن و ماهیت پیچیده و متغیر سیاست داخلی این کشور را برجسته میکند. اما با توجه به موقعیت استراتژیک یمن در کریدور دریای سرخ و نزدیکی آن به متحدان کلیدی واشنگتن در خلیج فارس، دولت ترامپ نمیتواند یک خلأ سیاستی را تحمل کند.
برای جلوگیری از یک آتشسوزی گستردهتر، ایالات متحده نیاز به تعهد مجدد توجه جدی به این کشور خواهد داشت. فوریترین کار این است که دولت عربستان سعودی و امارات متحده عربی را برای کاهش سریع تنشها در جنوب و رسیدن به یک رویکرد مشترک در قبال یمن تحت فشار قرار دهد. این یک پیششرط برای رسیدگی مؤثر به حوثیها خواهد بود. در عین حال، واشنگتن باید بیشتر برای کمک به نیروهای یمنی همسو با دولت برای حفظ خطوط مقدم حیاتی، از جمله در مأرب و در امتداد سواحل دریای سرخ، تلاش کند تا حوثیها را به سازش متقاعد کند. تضمینهای امنیتی پیشرفته ایالات متحده به عربستان سعودی و امارات متحده عربی میتواند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند و اطمینان دهد که اگر هر یک از این کشورها توسط حوثیها مورد حمله قرار گیرند، ایالات متحده در دفاع از آنها کمک خواهد کرد.
واشنگتن همچنین باید حمایت خود را از یک مسیر دیپلماتیک اختصاصی تجدید کند. یمن بیش از ده سال است که در جنگ بوده و تلفات سرسامآور بر جمعیت آن اثرات نسلی خواهد داشت. حوثیها و در واقع چالشهای داخلی گستردهتر این کشور را نمیتوان تنها از طریق فشار اقتصادی یا کارزارهای بمباران تحت رهبری خارجی حل کرد. اجبار لازم است – به ویژه فشار سیاسی و نظامی زمینی از سوی یمنیها – اما راههای خروج و دیپلماسی به همان اندازه مهم هستند. برای این منظور، ایالات متحده باید با تمام ذینفعان اصلی در این کشور – یمنیها، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، عمان، سازمان ملل و دیگران – برای ترسیم یک توافق بازنگری شده، هماهنگ شود.
دولت ترامپ باید بپذیرد که نظم امنیتی پس از غزه و متمرکز بر خلیج فارس که به دنبال ایجاد آن در خاورمیانه است، اگر یمن به هرج و مرج کشیده شود، موفق نخواهد شد. در غیاب تعامل ایالات متحده، عربستان سعودی و امارات متحده عربی احتمالاً به حمایت از گروههای رقیب در داخل ائتلاف دولتی ادامه خواهند داد و تنشها را بین دو متحد کلیدی ایالات متحده (که در سودان نیز در حال وقوع است)، عمیقتر کرده، شکافها را در میان یمنیها گسترش داده و فرصتهایی را برای حوثیها – و همچنین دیگر گروههای خشونتطلب مانند القاعده – برای سوءاستفاده ایجاد خواهند کرد. و این میتواند منجر به اقدامات مجدد حوثیها در سراسر منطقه شود.
بازگرداندن آرامش به یمن آسان نخواهد بود و این تلاش باید شامل تضمینهای امنیتی برای دریای سرخ و برای همسایگان خلیج فارس و همچنین رسیدگی به خواستههای شورای انتقالی جنوب برای استقلال جنوب باشد. این در نهایت مستلزم آوردن حوثیها به یک فرآیند سیاسی و تمرکز مجدد توجه آنها در داخل کشور با دادن سهمی در آیندهای بهتر به آنها خواهد بود. یک معامله ممکن است در برابر بسیاری از منافع رقیب متوقف شود. اما هیچ کاری نکردن بسیار بدتر خواهد بود و تقریباً تضمین میکند که مشکلات یمن به یکی از حیاتیترین خطوط کشتیرانی جهان و خاورمیانه بزرگتر سرایت خواهد کرد. واشنگتن نیازی به رهبری در یمن ندارد، اما stakes آنقدر بالا است که نمیتوان حضور نداشت.

نشریه فارن افرز : “معنای واقعی «جنوب جهانی»” | ۱۲ فروردین ۱۴۰۴
نشریه فارن افرز : “رئیسجمهوری با اختیارات امپراتوری در داخل، امپراتوری در خارج”
نشریه فارن افرز : “مسیر به سوی استبداد آمریکایی” | ۲۲ بهمن ۱۴۰۳
نشریه فارن افرز : “چگونه آسمان را امن کنیم: آمریکا به یک دفاع در برابر پهپادها نیاز دارد” | ۰۵ دی ۱۴۰۴